مطالب داغ و باحال(با یه کلیک یه عمر حالشو ببر)


   مطالب داغ و باحال
موضوعات مطالب
نويسندگان وبلاگ
آمار و امكانات
»تعداد بازديدها:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 79
بازدید دیروز : 116
بازدید هفته : 195
بازدید ماه : 3842
بازدید کل : 311524
تعداد مطالب : 223
تعداد نظرات : 103
تعداد آنلاین : 3

طراح قالب

Template By: LoxBlog.Com

درباره وبلاگ

این وبلاگ شامل مطالب خیلی داغ و باحال و جذابی است که فقط با ورود به آن می توان لحظات خوب و با خنده فراوان صرف کرد. با ما باشید خوشحال باشید
لينك دوستان
آرشيو مطالب
پيوند هاي روزانه
» داستان جالب 29( دﯾﺮﻭﺯ ﻓﺮﺩﻯ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ )

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﻰ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ، ﺍﻃﻼﻋﯿﻪ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻠﻮﻯ ﺍﻋﻼﻧﺎﺕ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﻯ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ

شده ﺑﻮﺩ : "دﯾﺮﻭﺯ ﻓﺮﺩﻯ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ. شما ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺳﻢ

ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺳﺎﻋﺖ 10ﺩﻋﻮﺕ میﮐﻨﯿﻢ."

...

 

به ادامه مطلب بروید..


» داستان جالب 28( حکیم بزرگ ژاپنی.. )

حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود ...

مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.

حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!

.

 

 به ادامه مطلب بروید..


» داستان جالب 27(داستان-کوتاه-آموزنده-حکیم و شاگردانش )

حکیمی شاگردان خود را برای یک گردش تفریحی به کوهستان برده بود بعد از پیاده‌روی طولانی، همه خسته و تشنه در کنار چشمه‌ای نشستند و تصمیم گرفتنداستراحت کنند. حکیم به هر یک از آن‌ها لیوانی داد و از آن‌ها خواست قبل از نوشیدن آب یک مشت نمک درون لیوان بریزند. شاگردان هم این کار را کردند ولیخندهخنده ..............

 

 

به ادامه مطلب بروید..


» اس ام اس جالب 20(تبریک عید فطر)

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد

باده خرم عید است که در ساغر شد

روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر

که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . .

عید سعید فطر بر شما مبارک

 

به ادامه مطلب بروید..


ادامه مطلب ...
نويسنده : امید اسدی | تاريخ : جمعه 2 تير 1396برچسب:اس ام اس تبریک عید فطر,پیام تبریک عید فطر رسمی,, | نوع مطلب : <-CategoryName-> |
» متن های جالب 22

پیج مشکلات پزشکی

سلام عذر میخواهم از حضورتون، میخواستم بپرسم دماغ به کجاها راه داره؟؟




حالا کامنت های ملت همیشه در صحنه

۱– به اتوبان نواب!!

۲– تا تهش به عنبیه، ولی شما کجا میخوای بری؟!خنده

به ادامه مطلب بروید..


ادامه مطلب ...
نويسنده : امید اسدی | تاريخ : چهار شنبه 31 خرداد 1396برچسب:, | نوع مطلب : <-CategoryName-> |
» مطالب طنز و جالب 20

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﺎﺭﺍﻧﻪ!
" ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺣﺎﻻ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺭﺍﻧﻪ?





 ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺁﺧﻪ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﻡ ﻫﻮﺍ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﺑﻮﺩ..


 ﯾﻬﻮ يه پسره ﺍﺯ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﮔﻔﺖ :
 ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﯼ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻣﯿﺸﺪﯼ ﺁﻓﺘﺎﺑﻪ

 

به ادامه مطلب بروید..


ادامه مطلب ...
نويسنده : امید اسدی | تاريخ : چهار شنبه 31 خرداد 1396برچسب:, | نوع مطلب : <-CategoryName-> |
» دانستنی های جالب دنیا22(چرا مردم دروغ می‌گویند؟)

چرا مردم دروغ می‌گویند؟ پاسخ ساده‌اش این است: برای این که آسان است. تقریباً همه مردم دروغ می‌گویند و اغلب آن‌ها در این کار مهارت دارند. شواهد نشان می‌دهد که اغلب مردم دروغگویی را در همان سنین

اولیه یاد می‌گیرند. کودکان تقریباً در سن ۳ سالگی برای این که خود را به مشکل نیندازند دروغ می‌گویند. در ۵ سالگی، وقتی پای تنبیه در میان باشد، اغلب کودکان دروغ‌گویان ماهری هستند.


به گفته گیل سالتز، روان‌پزشک بیمارستان نیویورک، نکته جالب این است که به کودکان یاد داده می‌شود تا برای محافظت از احساسات دیگران، و خوشامد آن‌ها دروغ بگویند. پدر و مادرها از همان سنین کودکی به

فرزندانشان یاد می‌دهند که این گونه «دروغ‌های مصلحت‌آمیز» را بیان کنند. برای مثال، «به خاله بگو چقدر توی این لباس خوشگل شده.»


دروغ گفتن برای محافظت از فردی دیگر، مشکل‌تر است. برای مردم، دروغ گفتن برای محافظت از خودشان و پوشاندن خطاهایشان، طبیعی است امّا محافظت کردن از فردی دیگر، کمی پیچیده‌تر است و به تجربه

بیشتری نیاز دارد. اما هنگامی که مردم به سن بلوغ می‌رسند، دیگر دروغ‌گویی به صورت طبیعت ثانویه آن‌ها در آمده است.

.................

 

به ادامه مطلب بروید..


» متن های جالب 21

شهری که مردمش اصلاً فیل ندیده بودند...
از هند فیلی آوردند و به خانه تاریکی بردند و مردم را به تماشای آن دعوت کردند؛
مردم در آن تاریکی نمی‌توانستند فیل را با چشم ببینید.
 ناچار بودند با دست آن را لمس کنند. کسی که دستش به خرطوم فیل رسید.
گفت: فیل مانند یک لوله بزرگ است. برای مشاهده متن های زیباتر روی این لینک کلیک کنید

 

 

به ادامه مطلب بروید..

 


» داستان جالب 26( خانم پرستار )

ﺧﺎﻧﻢ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻣﯽﮔﻔﺖ :


ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺠﺮﻭﺣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﯿﻬﻮﺵ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ اﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺪ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ .

ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻣﺮﺩﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﻦ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻡ؟


 

به ادامه مطلب بروید..


» متن های جالب 20

سؤالاتی که حرص ِ آدمو درمیاره:

1- از حموم اومدی حوله دورته ، میپرسن : حموم بودی ؟
 نه حوله پیچیدم دورم برم مکّه لبیک بگم خندهخندهخنده


 2- صبح از خواب بیدار شدی ، میپرسن : بیدار شدی ؟!
نه مشکل روحی دارم توخواب راه میرم خندهخندهخندهخنده

 

 

 

 به ادامه مطلب بروید..


» عناوين آخرين مطالب